![]() |
![]() |
|
| زندگی فراموش شده خودم .و قصه تنهای خودم |
|
باییز عمرم تمام شد
زمستان زندگی ام اغاز شد شادی زندگی ام تبره گشت تباهی ام اغاز گشت نگین خوشبختی تکه گشت و .. جواهر بد بختی هایم بدیدار گشت باییز تمام گشت و زمستان اغاز گشت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 1:20 توسط فراموش شده |
|
|
من برگشتم خوب شدم خوب تبریک میگم به خودم
و دستون درد نکنه که زحمت کشیدید وبه بیمارستون اومدید و یا تماس گرفتید و حالمو برسیدید(حالا همشو برعکس کن ) بعد میگید چرا عصبانی هستی؟؟ یه چیزی بعد میام نظرات بست قبلی را میخوانم و به همه تون سر میزنم البته شرمنده این وقت نبودم و نتونستم جواب بدهم |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 0:42 توسط فراموش شده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 0:40 توسط فراموش شده |
|
|
خدایا گر چه از سر نعمت شکر نمی گوییم
و از سر زحمت کفر گوییم اما تو را دوست دارم گویم که عاشق توهستم گرچه خلاف عهد کرده ام اما بپذیر برگشتم را گرچه نافرمانی کرده ام از سر جوانی اما تو عفو کن از سر مهربانی ات بار الهی بپذیر تا در راه تو شوم عبد گردم مخلص و خالص تو گردم الهی دعایم گوش ده بیماران را علاج ده الهی مدتی مرا دریاب که مدتی بسیار است که بیمار احوالم الهی مرا راهنمایی کن که دگر نتوانم پیدا کنم راه را الهی من بنده گناه کارم و تو پروردگار عفو کار هستی پس بار دگر گناه هان مارا ببخش و مرا کمک کن که یارشیطان نشویم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 23:58 توسط فراموش شده |
|
دگر نای زندگی تمام شد بار دگر فریاد براودم (از ته دل) این انتظار تاکی؟ مدتی بسیار ساکت بود تا انکه صدایش را شنیدم که در قبلم زمزمه کرد ای انسان دگر فرصت نمانده پس تو نیز باز خواهی گشت به دیار خویش اری...اری... اری...من دگر از بند رها گشتم پس باز میگردم به سرزمین فراموش شدها تا به فراموش شده مبدل گردم گرچه فرصت اندک است و شوق بی اندازه اما بار دگر باز میگردم تا فراموش شده به حقیقت خویش برگرد آری .......................؟؟!! گرچه گریان شود چشم عزیزان اما ما دگر خوشحال گردیم اری بی کس رفتم اما خوشحال ازانیم که دل را نشکسته رفیم گرچه تنهایم اما خوشحال از انیم که چشم گریان نمیشود در پی انتظار فراموش شده |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 0:58 توسط فراموش شده |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
از که گویم که همگان بی وفاییند
از چه گویم که هم چیز دل ربایه از چه نویسم نمی دانم فقط می دانم که تنهایم و روزگار وفا به من نکرد همانند فراموش شدها |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
دست نوشته ها |
| پیوندها |
|
تک تک ما بخشی از وجود خدا هستیم فیلترشکن ها برتر دنیا ๑۩۞۩ اسپمر 2010 ۩۞۩๑ قطاری به مقصد خدا |
|
RSS
|